محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
مقدمه 61
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اصطلاحات در باب كليات طب دانست ؛ زيرا در اين كتاب كليهء مطالب مورد نياز يك دانشپژوه به صورت عالى شرح داده شده است . و در واقع كتاب خلاصة الحكمة پلهء اوّل فراگيرى طب است كه با وجود اين كتاب و فراگيرى اصطلاحات آن ، كار در مراحل بعدى يعنى ادويهء مفرده ، ادويهء مركبه و معالجات ، بسيار آسان خواهد بود . كتب عقيلى از دو خصوصيّتِ تتبع و تحقيق برخوردار است . اين سخن نيازمند هيچ توضيحى نيست ، بلكه هر كه به كتابهاى او نظرى هرچند اجمالى بيندازد ، از اين دو خصيصه آگاه مىشود ؛ در ميان كتب او كه به دست ما رسيده ، « قرابادين كبير » بيشتر خصوصيت تتبع و كتاب خلاصة الحكمة بيشتر بيانگر خصوصيت تحقيق اوست . مثلًا با مراجعه به مباحث بخش دوم اين كتاب ، دانسته مىشود كه مطالب اين قسمت كتاب دست اوّل است . عقيلى خود نيز تصريح كرده است كه تنها به تقليد گذشتگان نپرداخته و هدف او جمعآورى مجموعهاى مفصل نبوده ، كه اين امر نيز عملى ارزشمند است ، بلكه او سخنانى را گفته كه حقيقت آن با تجربه و تحقيق براى وى به اثبات رسيده است . با توجه به اين خصوصيات ، گاه سخنان حكيمان گذشته را در بوته نقد قرار داده ، مثلًا در مبحث قاروره در نقد سخنان قرشى ، پس از نقل كلام شيخ الرئيس ، برداشت قرشى را رد كرده و آن را نقد كرده و چنين نگاشته : « و اعتراضى كه شارح نموده بر او كه گفته « سواد بول محمود نيست جميع اشخاص و أسنان را و مخصوص به مشايخ و نسوان نيست ، مگر بحرانى آن كه محمود است همه را ، غير واقع است مراد او رحمه الله را خوب نيافته » . و يا بر گفتهء ملا نفيس كرمانى در مبحث « حقنه » اشكال مىكند و مىنويسد : « مولانا نفيس كرمانى در شرح أسباب و علامات مسهلات به عصر را مانند : هليلجات در حقنهها داخل نموده و لكن التفاتى بدان نيز نبايد نمود ؛ زيرا آنچه به خاطر ناقص مؤلف رسيده ، آن است كه بايد عمل حقنهها به تليين و ازلاق باشد نه به عنوان